کتاب «میراث مقدس و جنگ ناتمام»منتشر شد

در سال‌های گذشته برخی از گروه‌‏ها و جریانات فکری، تلاش کرده‏اند تا از طریق انتخاب موضوعات دینی در امر پژوهش و زدودن مباحثی که آشکارا غیراخلاقی به نظر می‌‏رسیدند- از منابع آموزشی- اقدام به اسلامی‌‏سازی علوم انسانی نمایند. به موازات این جریان، گروهی دیگر درصدد برآمدند تا بواسطه چون و چرا و آشنایی‏زدایی درباره مبادی و مبانی تمدن و علم غربی به رهیافت‌‏هایی برای اعتلای علوم انسانی بومی و بالاخص علوم اجتماعی اسلامی- ایرانی دست یابند. گروه‌‏های مرتبط با جریان سوم نیز تلاش کردند تا از طریق اصلاح و بازاندیشی در چارچوب‌های روشی و طرح مباحث هستی‏ شناسی و انسان‏ شناسی اسلامی به این مهم نائل شوند.

با این وجود، به نظر می‌‏رسد حلقه مفقود یا مهجور اقدامات فوق اهتمام بر مطالعه و بررسی موضوعاتی است که در نسبت مستقیم با انقلاب اسلامی قرار داشته‌‏اند. از این جهت، تحقق جامعه دینی و رفتارهای اجتماعی مؤمنان به غیب و به عبارتی، امور غیرقابل توجیه با منطق جهان و انسان غربی، بهترین بستر دستیابی به علم غیرغربی در خلال توصیف و تبیین- و نه تغییر و تجویز- است. در چنین شرایطی باید زمینه‌‏ای فراهم شود تا فارغ از چارچوب‏‌های علم مدرن و بیرون از دایره تنگ قضاوت‏‌های آن، خود پدیده اجتماعی لب به سخن بگشاید و چیستی و چرایی خود را بازگوید. انتخاب راهیان نور به عنوان موضوع پژوهش با چنین استدلالی صورت پذیرفته است.

در حال حاضر سه نوع «راهیان نور» وجود دارد: راهیان نور تجربه شده، راهیان نور دیده شده، راهیان نور تحقیق شده. راهیان نور تجربه شده یعنی همین کاروان‌هایی که سالیانه عده‌ای از مردم را برای بازدید از مناطق عملیاتی به جنوب و غرب کشور می‌برند و همه زائران آن، این اردو را به نوعی زیسته و تجربه کرده‌اند. دوم «تصویر راهیان نور» یا راهیان نور رسانه‌ای شده است. یعنی کاروان‌هایی که شبکه‌های تلویزیونی، رادیویی، وبسایت‌ها، وبلاگ‌ها، مطبوعات، فیلم‌ها و رمان‌ها ترسیم و بازنمایی کرده‌اند که آن را «راهیان نور دیده شده» می‌نامیم؛ زیرا ما تصویر یا بازنمایی دائمی از آن را می‌بینیم یا می‌شنویم. سوم «راهیان نور تحقیق شده» است. یعنی کاروان‌هایی که برنامه ریزان، مدیران، محققان و متخصصان آن را در کتاب‌ها، مجلات، گزارش‌ها و تحقیقات، ترسیم و شناسایی کرده‌اند؛ این بخش بسیار خلوت است.

راهیان نور پایگاه جدال میان دو استعاره متفاوت از دفاع مقدس است؛ دفاع مقدس موزه‌‏ای و دفاع مقدس ساری و جاری. دفاع مقدس موزه‌‏ای، تفکری است که جنگ را تمام شده می‌‏بیند و به نامگذاری بزرگراه‌ها به نام شهدا و محصور کردن شهید در گورهای یکدست و استاندارد بسنده می‌‏کند. دفاع مقدس موزه‌‏ای از گورستان محاصره ۱۹۴۲ در شوروی الگو می‌‏گیرد و جنگ را به اسطوره‌‏های همت و باکری محدود می‌‏کند و راه شهدا را دست ‏نیافتنی می‏‌سازد. اما دفاع مقدس جاری و ساری نظر متفاوتی دارد: «خداوندا، این دفتر و کتاب شهادت را همچنان به روی مشتاقان باز و ما را هم از وصول به آن محروم مکن. خداوندا، کشور ما و ملت ما هنوز در آغاز راه مبارزه‏ اند و نیازمند به مشعل شهادت، تو خود این چراغ پر فروغ را حافظ و نگهبان باش. خوشا به حال این ملت، خوشا به حال شما زنان و مردان، خوشا به حال جانبازان و اسرا و مفقودین و خانواده‏‌های معظم شهدا و بدا به حال من که هنوز مانده‌‏ام و جام زهرآلود قبول قطعنامه را سر کشیده‌‏ام و در برابر عظمت و فداکاری این ملت بزرگ احساس شرمساری می‏‌کنم. و بدا به حال آنانی که در این قافله نبودند…

نوشته های مشابه

پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *