شهدا شهید نشدند که ما برایشان گریه کنیم/عده‌ای بین‌مان نفوذ کردند

به گزارش

مجله معرفی کتاب

، مراسم رونمایی از کتاب «صبح روز نهم» نوشته گلعلی بابایی شامل زندگی‌نامه شهید علیرضا نوری عصر دیروز سه شنبه ۱۵ تیر ۱۴۰۰ با حضور مدیرعامل راه آهن تهران، سعید رسولی معاون وزیر راه و شهرسازی، سردار کوثری از فرمانده هان دفاع مقدس و نماینده مجلس، سردار حسن زاده فرمانده سپاه تهران، سردار ملکی فرمانده پلیس راه آهن، مجموعه نشر ۲۷ و تعدادی از همرزمان و جمعی از فعالان فرهنگی برگزار شد.

در ابتدای این‌برنامه، حامد نوری فرزند شهید و مشاور مدیرعامل راه آهن ضمن تبریک روز قلم این روز را خصوصاً به کسانی که زندگی شهدا را به تصویر می کشند، تبریک گفت و ادامه داد: مجموعه نشر ۲۷ بعثت از سال ۹۵ به کار تحقیق این کتاب اهتمام ورزیدند. بخش زیادی از اتفاقات و داستان‌های زندگی شهید نوری که در این کتاب هم به تحریر درآمده است، مربوط به راه آهن می‌شود و این انتشار این کتاب برای خانواده راه آهن بسیار مبارک است.

وی ضمن تشکر از زهرا زمانی محقق این کتاب، به قلم گل علی بابایی این نویسنده دفاع مقدس اشاره کرد و افزود: این‌کتاب از دوره کودکی شهید نوری شروع می‌شود و به ترتیب تا جنگ و راه آهن و بعد زندگی شخصی این شهید که شاید الگوی خوبی برای همه کسانی باشد که می‌خواهند بیشتر از شهدا بدانند. اما مجال این زندگی باز هم در کتاب است. اهل قلم همیشه بر این سعی هستند که اتفاقات را درست روایت کنند اما بعضی از موضوعات هستند که کلام و واژه از بیان آنها عاجز هستند و چاره‌ای هم نیست. من برای نمونه اشاره می‌کنم به دلتنگی مادران شهدا! هیچ‌کس نمی‌تواند این دلتنگی را به تصویر بکشد! مادری که عاشقانه فرزندش را بزرگ کرده است. مادر شهید نوری تا پایان عمرش عکس شهیدش کنار تختش بود. قلم چه‌طور می‌تواند این دلتنگی را روایت کند؟ قلم چطور می‌تواند از دلتنگی همسر شهید بگوید. همسری که در بدترین نقطه جنگی زندگی می‌کند. همسری که دوساعت در اندیمشکی زندگی می‌کند که تنها در یکی از روزهایش عراق با ۵۴ هواپیما اندیمشک را شخم زد.

فرزند شهید نوری در ادامه گفت: من کودکی ام همین جا زیرچادر این مادری گذشت که صدای آیت آلکرسی ایشان پناه یک کوه را به من می‌داد. این زن از اولین روزی که وارد این شهر شد تا روزی که از لرزش سینی چای در دستانش می فهمد که عزیزش شهید شده است؟ چه کسی می‌تواند این تصاویر را روایت کند؟ دلتنگی فرزند شهید را چه کسی می‌تواند روایت کند؟ قلم همیشه از روایت این دلتنگی ها عاجز خواهد ماند. اما تلاش‌های بسیار زیادی را در نشر ۲۷ انجام شد تا این کتاب به حقیقت خودش نزدیک باشد. در پایان فرزند این شهید به نوشته سنگ مزار پدر اشاره کرد که: ما در ره عشق نقض پیمان نکنیم / گر جان طلبد دریغ از جان نکنیم. دنیا اگر از یزید لبریز شود / ما به پشت به سالار شهیدان نکنیم.

در ادامه این مراسم گلعلی بابایی نویسنده این کتاب در مورد نگارش این کتاب گفت: من آنچه را لازم می‌دانستم در کتاب گفتم و خوشحالم که بعد از یک تلاش جمعی، آقای حاتمی مدیرعامل نشر ۲۷، محقق کتاب خانم زهرا زمانی و همه دوستانی که برای این کتاب زحمت کشیدند و صبح روز نهم انشالله مثمر ثمر باشد. خوشحالم که توانستم یکی از سرداران سرزمین مادری خودم را معرفی کنم. شهید علیرضا نوری از استان مازندارن که در تهران فرمانده می‌شود و معمولاً این طور فرمانده کمتر مطرح و شناخته می‌شوند مگر در استان خودشان و در تهران به دلیل غیربومی بودن کمتر معرفی می‌شوند.

این کتاب به نوعی تاریخ شفاهی راه آهن جمهوری اسلامی است و حتی خیلی از نکات برای من تازگی داشت. بعضی از کارهایی که در راه آهن در زمان جنگ انجام شده است و من خودم به عنوان یک رزمنده شاید هیچ اینها را نمی‌دانستموی افزود: امیدوارم این کتاب در معرفی شهید نوری به جامعه موفق باشد. من در سیر نگارش این کتاب سه ویژگی از شهید نوری یاد گرفتم: مدیریت جهادی و انقلابی ایشان، عشق به زندگی در بدترین شرایط و درآخر دلاوری و جوانمردی که هر سه مورد اینها در شهید علیرضا نوری بارز بود. مدیریت ایشان چه قبل از انقلاب با آن گروههای که در راه آهن راه انداخته بود برای هسته‌های انقلابی در راه آهن و حضور در صحنه‌های تظاهرات و پیروزی انقلاب و بعد خودِ راه اندازی راه آهن و من احساسم این هست که این کتاب به نوعی تاریخ شفاهی راه آهن جمهوری اسلامی است و حتی خیلی از نکات برای من تازگی داشت. بعضی از کارهایی که در راه آهن در زمان جنگ انجام شده است و من خودم به عنوان یک رزمنده شاید هیچ اینها را نمی‌دانستم اما با تحقیقاتی که به دستم رسید پی بردم که واقعاً بعضی از سازمانها و وزارت خانه‌ها چقدر نقش حیاتی داشتند اما این مسائل هیچ‌وقت برای ما بازگو نشده است.

این‌پژوهشگر دفاع مقدس گفت: در نگارش صبح روز نهم این زحمت‌ها به تصویر کشیده شده است. بحث دیگر در این کتاب چیزی است که شاید خیلی از مردم فکر کنند که کسانی که در جبهه بودند شاید ترک دنیا کرده بودند و عشق به شهادت داشتند اما در این کتاب و در مصاحبه با همسر ایشان ما متوجه شدیم که ایشان چقدر عاشق همسر و زندگی اش بوده اما لحظه‌ای از جنگیدن خسته نمی‌شود تا روز نهم بهمن ۱۳۶۵ در شلمچه با اذنی که از سردار کوثری می‌گیرد که آن هم قصه‌های خودش را دارد و می‌توانست در ستاد بنشیند اما در خط مقدم حاضر می‌شود و قصه شهادت ایشان شنیدنی است و شنیدن این خبر به همسرشان چیز عادی نیست. اینها به ما درس می‌دهد. بزرگی این شهید و خط به خط زندگی ایشان برای امروز همه موثراست.

بابایی در پایان سخنانش گفت: دیروز سالگرد ربوده شدن ایشان بود و ما امیدواریم که اگر ایشان زنده است خدا ایشان را به ما برگرداند و اگر هم به خیل شهدا پیوستند، ایشان را با شهدای کربلا محشور بکنند و ما را شفاعت کنند.

سردار حسن زاده به‌عنوان سخنران بعدی این‌نشست یاد و خاطره همه شهدای دفاع مقدس و مدافع حرم و شهدای گمنام را گرامی داشت و گفت: تقارن مراسم رونمایی با سالگرد ربوده شدن حاج احمد عزیز تقارن مبارک و مسعودی است. یاد حاج احمد متوسلیان را گرامی می‌داریم. فرهنگ شهدا یک مکتب ماندگار و ارزشمند است و همان طوری که

مجله معرفی کتاب

فرمودند مکتب حاج قاسم سلیمانی، ما هم معتقدیم که خیلی از فرماندهان ما دارای مکتب هستند. حاج احمد متوسلیان هم دارای مکتب است.

وی افزود: ما اگر امروز بخواهیم از فرماندهان شهید دفاع مقدس و مدافع حرم بگوییم باید از مکتب حاج احمد بگوییم تا مکتب حاج قاسم. شهدای ما داراری مکتب هستند و این شهدا یک فرهنگی را برای ما به جا گذاشتند بنام فرهنگ شهدا. سبک زندگی اسلامی و انسانی را اگر بخواهیم دنبال بکنیم، الگوی رفتاری همین رفتارو منش و زندگی شهدا هستند. شما وقتی کتاب شهید نوری را مطالعه می‌کنید در واقع یک سبک زندگی اسلامی و انقلابی و الهی را یاد می‌گیرید. کار بزرگی که گل علی بابایی و همکارانشون انجام دادند یک اثر فاخری را از سبک زندگی یک مرد الهی به جای گذاشتند. و با توجه به توضیحاتی هم که خودشان دادند این کتاب نه تنها فقط سبک زندگی اسلامی و انقلابی است بلکه این کتاب و زندگی نامه این شهید می‌تواند یک الگوی بسیار ارزشمندی به عنوان سبک مدیریت جهادی و انقلابی باشد.

فرمانده سپاه تهران در ادامه گفت:‌ امروز برای همه مدیران ما که من توصیه می‌کنم همه عزیزانی که زحمت کشیدند؛ مدیرعامل محترم راه آهن جمهوری اسلامی و نشر ۲۷ بعث همه تلاش بکنند تا این کتاب را به عنوان کتابی برتر و الگو هم در سبک زندگی اسلامی و هم در سبک مدیریت اسلامی و جهادی انقلابی معرفی کنند. حتماً این کتاب مورد استفاده همه مدیران، همه فرمانده هان امروزی ما است. این ترکیبی از توان مدیریتی و مجاهدت‌های میدان نبرد، بهترین و ارزشمندترین الگو در

مجله معرفی کتاب

اسلامی می‌تواند باشد که ما امروز به شدت نیازمند مدیرانی هستیم که از این وِیژگی ها برخوردار باشند. ایشان در انتها از زحمات گل علی بابایی بخاطر معرفی شهدای لشکر ۲۷ محمد رسول الله و از خانواده شهید نوری تشکر کردند.

سردار کوثری از فرماندهان دفاع مقدس در این مراسم نیز بعد از تشکر از همه دست اندرکاران برنامه اشاره کردند که همه گفتنی‌ها را دوستان گفتند و من به بیان یکی دو خاطره از این شهید بزرگوار بسنده می‌کنم و البته این خاطرات در کتاب هم بیان شده است. یادم هست سال ۶۵ در دفتر فرماندهی کل سپاه آقا رسول زاده از تهران با من تماس گرفتند و گفتند: حکم جانشینی راه آهن سراسری آقای نوری از طرف وزیر راه یعنی آقای سعیدی کیا امضا شده و این حکم را می‌فرستیم و شما با آقای نوری تسویه کنید که برگردن تهران و در راه آهن مشغول بشوند. شهید نوری یک مسئول با تفکر و انقلاب بود.

وی افزود: حکم که رسید من حکم را به ایشان دادم و گفتم باید برگردی! داستان را توضیح دادم و حکم را به دستش دادم. خب یکی از دستان ایشان هم که قطع بود! ایشان اول عذرخواهی کرد و من می‌خواهم ادب ایشان را بگویم و بعد با همان یک دست حکم را پاره کرد و گفت که من اگر می‌خواستم تهران بمانم که اینجا نمی‌آمدم. من با خدا معامله می‌کنم. همین طور هم بود. دوستان مطالب را گفتند و من تکرار نمی‌کنم اما عراق در سال ۶۵ جنگ روانی علیه ما راه انداخته بود تا پیروزی فاو را خنثی کند و مهران را گرفتند و گفتند مهران در مقابل فاو! من در این سال بودم که به‌خاطر وضعیت دست ایشان و حجم زیاد کارها به ایشان گفتم شما برو خانه! بچه‌های ایشان در خانه‌های شهید کلانتری که حداکثر ۱۵ کیلومتر با ما فاصله داشت مستقر بودند، اما ایشان باز هم قبول نکرد و توی قرارگاه ماند. ایشان این طور با صلابت و مصمم بود. شبی هم که عزم رفتن به عملیات را کرد و من هرچه اصرار کردم که نرود، قبول نکرد. ۳۵ سال گذشته است اما من اشک ایشان را هنوز بخاطر دارم وقتی برای رضایت اصرار کرد. صبح روز نهم بهمن بود که خبر شهادت ایشان را به من رساندند.

قرار ما این بود که با انقلابمان یک زندگی ساده و سالم داشته باشیم و به نسل آینده تقدیم کنیم. یک ایرانی با تمدن و مسلمان. جوانان ما آگاه شده بودند و باور کرده بودند. زندگی امام را خوانده بودند و شناخته بودند. اما جنگ تحمیلی این آرامش را از ما گرفت. محاصره اقتصادی و جنگ که دسته دسته جوانان ما به منطقه رفتندطوبی عرب‌پوریان همسر سردار شهید علیرضا نوری در ادامه این برنامه گفت: من از خانواده سپاه، راه آهن جمهوری اسلامی و فرهنگیان کشور تشکر می‌کنم. برادران من از نوری بسیار زیبا صحبت کردند. من هم از قبل انقلاب از روزهای آشنایی با ایشان برای شما می گویم. ما مسلمان بودیم اما خیلی چیزها را نمی‌دانستیم و روزی که با نوری آشنا شدم خدا روشکر می‌کنم که خداوند این راه را برای من قرار داد. من شاگردی ایشان را کردم و خداوند استاد خوبی را سر راه من قرار داد.نوری همیشه دوست داشت ناشناخته کار کند و حتی خانواده‌های ما خیلی از مسائل کاری نوری را نمی‌دانستند. کتاب‌هایی که نوری برای من می‌آورد و امام را به من شناساند.

وی افزود: من خدا را شکر می‌کنم. قرار ما این بود که با انقلابمان یک زندگی ساده و سالم داشته باشیم و به نسل آینده تقدیم کنیم. یک ایرانی با تمدن و مسلمان. جوانان ما آگاه شده بودند و باور کرده بودند. زندگی امام را خوانده بودند و شناخته بودند. اما جنگ تحمیلی این آرامش را از ما گرفت. محاصره اقتصادی و جنگ که دسته دسته جوانان ما به منطقه رفتند. بعضی موقع به نوری می‌گفتم که حالا مجروح هستی و نمی‌توانی به منطقه بروی اما ایشان می‌گفت که اگر من را از منطقه بیاری، انگار ماهی‌ای را از آب گرفته باشی! باور ما این قدر قوی بود. جوانان ما نرفتند شهید بشوند تا ما برای آنها گریه کنیم. دین ما دین رفاه و شادی است اما متأسفانه عده‌ای در این سال‌ها نفوذ کردند. جنگ هم که تمام شد عده‌ای وارد میدان شدند، هر کسی که می‌دانید و فکرش را می‌کنید و اینها به باورهای بچه‌های ما لطمه زدند!

این‌همسر شهید در ادامه گفت: همه ما همسران شهدا که زجر کشیده و زخم خورده هستیم غیر از این می‌خواستیم که نسل آینده ما در رفاه و آسایش باشند؟ این خواسته برای فرزندان خودمان نبود! برای نسل آینده بود. برای سرزمینم بود. برای همه جوانان عزیزم. اما متأسفانه مدیریت ضعیف و بی تدبیری و دوگانگی فرهنگ را در بین بچه‌های ما ایجاد کردند. کسانی که با لباس اسلام خلاف کردند. کسانی که با چادر من که همه حرمت بود، خیانت و جنایت کردند و دارند می‌کنند و باور بچه‌های ما را گرفتند. عزیزان و مسئولین عزیز حرف زیاد است اما ما دلسوخته ایم. ما بدهکار نسل‌های آینده هستیم. من که الان لرزان هستم به‌خاطر مصیبت‌هایی که کشیدم اما باز هم حرف

مجله معرفی کتاب

باشد، همان درخت درخت تنومندی خواهم بود همان طور که در بیست سالگی انقلاب کردم. مسئولین بی کفایت را کنار بگذارید.

عرب‌پویان گفت: همین الان که من اینجا ایستادم ضربه‌هایی به این مملکت می‌خورد که چند برابر بدتر از چند ماه پیش است. از بس مسئولان بی کفایت هستند. ان شالله که با روی کار آمدن مسئولان باکفایت بچه‌های ما دوباره باور کنند که مدیریت ضعیف و این دوتابعیتی ها این ناملایمات‌ها را ایجاد کرد. من به‌عنوان یک همسر شهید که شما تنها گوشه‌هایی از زندگی ما را در این کتاب می‌خوانید، فقط تقاضا دارم که باور بچه‌های این سرزمین را بهشان برگردانید. بچه‌های ما باید یک ایرانی سرافراز در سراسر این جهان زندگی کنند. ایشان در انتها از آقای بابایی تشکر کردند و گفتند که در روز قلم، قلم شما ان شالله مبارک باشد. ان شاالله نوشته‌های شما از شهدای ناشناخته و گمنام‌های جنگ باشد که ان شالله نگارش شما نگارش حق است.

در ادامه این مراسم سعید رسول معاون وزیر راه شهرسازی گفت: مجلس بسیار باشکوه و با عزمت است. من از بیانات همه بزرگواران بهره مند شدم و من فقط به نمایندگی از خانواده بزرگ راه آهن اینجا حاضر شدم و به همه دوستان خیر مقدم میگویم. امروز از کتابی رونمایی می‌شود که شروع حرکتی در راه آهن و جامعه خواهد بود. امروز از شهید نوری شنیدم و یادآوری شد برای ما ارزش‌هایی که علت خدمت هستند. ارزش‌هایی که صدوبیست‌وچهار هزار پیغمبر برای ترویج آنها آمدند. ارزش‌هایی که ما افتخار می‌کنیم ما مسلمانیم. ما افتخار می‌کنیم که دوره با برکت جمهوری اسلامی در یک کشور زندگی می‌کنیم. ما باید برگردیم به گذشته. به کجا چنین شتابان؟ ببینید کدام ارزش‌ها به این خاک عزت داد؟ به آن ارزش‌ها برگردیم. ارزش‌هایی که امروز تمثال مبارک شهدایی اینجا هست به آنها تعظیم می‌کنیم. کسانی که جان خودشان را تقدیم کردند. ارزش‌های اینان چه بود؟

وی افزود:‌ و آیا ما که در همین نظام و عصر با آنها زندگی کردیم و خیلی از دوستان در اینجا هستند، نگاه کنیم و ببینیم آیا ما در مسیر این شهدا هستیم؟ در مسیر ارزشهای آنان هستیم؟ نمیگویم به اندازه معرفت و درک این شهدا! فقط ببینیم خاک پاک این شهدا را می‌بینیم؟ ببینیم در این مسیر حرکت می‌کنیم یا نه؟ خدا روشکر که خانواده بزرگ راه آهن افتخار دارد که از قبل انقلاب، به متشرع بودن شهره بودند و دوره انقلاب هم به انقلابی بودن.

معاون وزیر راه شهرسازی در ادامه گفت: امروز درجنگ اقتصادی کاری که ما داریم و وظیفه‌ای که باید انجام بدهیم توجه کنیم! امروز

مجله معرفی کتاب

اذن جهاد اقتصادی داده‌اند و ما باید تلاش بکنیم و درسنگری که هستیم که امید آفرینی و نشاطی و افزایش بهره وری از این سرمایه که این سرمایه امانت این شهدا است. شهید نوری حکم راه اهن را پاره کرد نه به علت بی اعتنایی به راه آهن بلکه گفت خون می‌دهم که راه آهنی که بعد از من می‌ماند به کشورم خدمت کند! این اندیشه انقلابی است. ایشان نیز در پایان از گلعلی بابایی برای نگارش این کتاب و امانت داری ایشان تشکر کرد. ما امروز افتخار می‌کنیم که با ۲۴۷ شهید راه آهن در راه آهن خدمت می‌کنیم. با رونمایی این کتاب مسئولیت راه اهن سنگین‌تر می‌شود و ان شالله این شهدا شفیع ما در آن دنیا باشند.

در انتهای این‌مراسم، کتاب صبح روز نهم با حضور سرداران دفاع مقدس و مدیرعامل راه آهن جمهوری اسلامی و معاون وزیر راه رونمایی شد و از دست اندرکاران نشر ۲۷ تقدیر و تشکر به عمل آمد.

نوشته های مشابه

پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *