روایت انقلاب و لزوم امیدآفرینی

به گزارش

مجله معرفی کتاب

ساسان ناطق نویسنده و مدیر کارگاه قصه و رمان حوزه هنری در یادداشتی به بحث داستان انقلاب پرداخته است.

متن کامل این یادداشت به شرح ذیل است:

انقلاب اسلامی به احیاء مجدد دین و ارزشهای انسانی کمک کرد. بر همین اساس، هنر برآمده از انقلاب هم باید هنری متعهد و در خدمت ارزشهای انسانی و پل‌ه­ای برای تعالی بشر باشد. هنر باید عمق داشته باشد و ذهن مخاطب را نه برای ساعاتی، بلکه به چیزی بالاتر و مهمتر مشغول کند و آن اینکه حیات انسان هدفدار است و همه تلاش­ها باید در جهت تعالی و رشد انسان باشد.

انقلاب فقط جابه‌جایی قدرت نیست. اصلی­‌ترین کارکرد انقلاب، تغییر و تحول در نگاه و باورهاست. این تغییر و تحول در مرحله اول در ذهن و درون انسانها اتفاق می‌­افتد؛ در نگاه آنها به رویدادها و باید­ها و نباید­ها. گسترش این تفکر، روند تغییر را در جامعه شکل می‌­دهد و در مرحله دوم که نمود عینی و بیرونی تغییر است، حضور مردم و همراهی آنها را می­‌بینیم.

مبانی ادبیات انقلاب، برآمده از مبانی فکری، اعتقادی، اهداف و ارزشهای انقلاب است. بر همین اساس، آرمان­گرایی، تعهد، واقع‌­گرایی، پررنگ‌تر شدن هویت فرهنگی دینی و تغییر نگرش در مضمون و محتوا، از ویژگی­‌های آثار انقلاب است. به نوعی دیگر، داستان و رمان انقلاب باید بیانگر روح آرمان‌های انقلاب باشد. ادبیات انقلاب رئالیسم آرمانگرا است. آرمان‌خواهی به این نوع نگاه جهت و هدف می­‌دهد. ممکن است داستانی بر علیه حکومت یا خاندان پهلوی نوشته شده باشد، اما در مسیر انقلاب و هدف‌های آن نباشد؛ ممکن است این اثر با تفکرات اومانیستی (انسان­پرستی) یا با هدف مارکیستی (برآورده شدن اهداف عده­ای خاص) نوشته شده باشد و کاری به کار مردم هم نداشته باشد؛ در واقع ادبیات انقلاب، در قبال مردم و کشور احساس مسئولیت می‌کند و سرنوشت آن برایش مهم می‌شود. شاید بهتر است در بررسی این نوع از آثار، ببینیم نویسنده در پرداخت موضوع چه جهت‌گیری را در پیش می­‌گیرد نه اینکه چه موضوعی را انتخاب می‌­کند.

در یک نگاه کلی، تفکرات غیردینی و بن مایه‌­های امانیستی در آثار عمدتاً فرمایشی قبل از انقلاب به کرات دیده می‌­شد که با پیروزی انقلاب اسلامی، این رویکرد جای خود را به توجه ویژه به ادبیات کودک و نوجوان، ارزشها و مفاهیم دینی، عناصر بومی و ملی، توجه به انسان و جایگاه زن نه در معنای اومانیستی و ظاهری آن با حفظ آرمان‌گرایی و تعهد داد.

داستان انقلاب باید تصویری از انقلاب باشد و شخصیت‌های آن باید رنگ و بو و نگاه دوران خود را منتقل کنند. رمان‌نویس انقلاب باید به خوبی با تاریخ گذشته کشورش آشنا باشد. باید مخاطب را به آن دوران ببرد و این با توصیف، فضاسازی و آرمانگرایی انسان انقلابی آن دوران اتفاق ‌می‌افتد. داستان و رمان لباسی نو و متفاوت بر تن زخم‌خورده تاریخ کشور است.

وقتی برای نوجوان از انقلاب می‌نویسیم، تازگی سوژه و مضمون مهم است و باید از تکرار و کهنگی پرهیز کنیم. عبور از درگیری‌های خیابانی یا شکنجه توسط کمیته مشترک ساواک و شهربانی- که فقط بخشی از اتفاق‌های بزرگ انقلاب بود- و رسیدن به نگاه و تحول انسان معاصر از منظرگاه‌های تازه، می‌تواند انقلاب و آنچه بود و اتفاق‌های افتاده را بهتر بشناساند. شخصیت‌های داستان‌ها و رمان‌های ما باید صاحب موضع باشند نه اینکه بیشتر ناخواسته وارد جریان انقلاب شده و مجبور به همراهی شوند.

نویسندگان جوان در کارگاه‌ها و جلسات آموزشی زیر نظر مدرسان و نویسندگان باتجربه کار می‌کنند و یاد می‌گیرند از چه موضوعاتی بنویسند؛ اما زمانی موفق می‌شویم که «چگونه نوشتن» را هم خوب یاد گرفته باشیم.باورپذیری رویدادها برای نوجوان امروزی باید منطقی و به شکل طبیعی و محکم اتفاق بیفتد. ملموس و زمینی بودن شخصیت می‌تواند تاثیرگذاری را هم به دنبال داشته باشد.

نوجوانی مرز خیال و واقعیت، مرز قصه و داستان است. با رعایت طبیعی و ملموس بودن وقایع و شخصیت‌ها، باید به دور از ابهام، قصه‌ای باورپذیر در چیستی و چرایی انقلاب تحویل او دهیم. در تمامی موارد گفته شده، باید نگاه زیبایی‌شناسانه را هم در اثر لحاظ کنیم. محتوا و مضمون خوب وقتی خود را نشان می‌دهد که روایت و فرم کار هم مد نظرمان باشد.

«امید» باید در کارهایمان دیده شود. شیرینی شرکت در صحنه‌ای فراتر از سن و سال نوجوان، باید به زیبایی در ذهن و زبان او بنشیند. پرداخت و پایان‌های ناامیدکننده و تلخ می‌تواند جوان امروزی را که به دنبال چیزهای تازه‌ای از رویدادی بزرگ از تاریخ کشورش است، تلخ‌اندیش و ناامید کند.

قطعاً نویسنده باهوش به این نکته توجه خواهد کرد چرا که نیاز و خلق و خوی جوان کنجکاو را می‌شناسد. روایت از منظر نوجوان می‌تواند منحصر به فرد باشد؛ البته در صورتی که این نگاه به منطق بزرگسال تکیه نکند.

داستان انقلاب وقتی خودش را نشان می‌­دهد که در مسیر خلق داستان ایرانی حرکت کند؛ بدون گوشه ­چشمی به آنسوی مرزها. بدون اینکه ببینیم آنها از چه چیزی خوششان می‌­آید. بدون اینکه ببینیم آنها چه روایتی از انقلاب را دوست دارند. روایت انقلاب، باید روایتی از انسان ایرانی و امیدآفرین باشد.

نوشته های مشابه

پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *