رمانی علمی‌تخیلی یا اپرایی فضایی‌ونظامی که درباره جنگ ویتنام است

مجله معرفی کتاب

_ گروه فرهنگ و اندیشه: رمان علمی تخیلی «جنگ ابدی» نوشته جو هالدمن به‌تازگی با ترجمه نوید فرخی توسط انتشارات کتابسرای تندیس منتشر و راهی بازار نشر شده است. این‌کتاب یکی از آثار مهم ادبیات علمی‌تخیلی و کارآگاهی است که به گفته مترجمش، مترجمان کشور به‌مدت ۴۰ سال سراغش نرفته بودند.

این‌رمان دو جایزه هوگو و نبیولا را برای نویسنده‌اش به ارمغان آورده و گفتگو با مترجمش که داوری مسابقات داستان‌نویسی علمی‌تخیلی را به عهده دارد و گاهی هم به‌عنوان کارشناس مسائلی مثل هوش مصنوعی در رسانه‌ها به مصاحبه می‌پردازد، برای شناخت بیشتر آن، بی‌لطف نیست.

در ادامه مشروح این‌گفتگو را درباره کتاب مورد اشاره می‌خوانیم:

* آقای فرخی، «جنگ ابدی» تفاوتی با دیگر آثار ژانر علمی تخیلی دارد؟ منظور این است که به‌حق به‌عنوان یکی از آثار مهم این‌ژانر شناخته می‌شود یا نه!

خب در نگاه اول، این‌کتاب یک اپرای فضایی به سبک نظامی است. یعنی یک‌جنگ میان‌ستاره‌ای بین ارتش انسان‌ها با لباس‌های خاص و مجهز به فناوری مدرن با یک دشمن بیگانه در سیاره‌های دور رخ می‌دهد. بنابراین وقتی با نگاهی ساده به قضایا نگاه کنیم  به نظر می‌رسد نسخه دیگری از جنگ ستارگان و  یا بی‌شمار آثار علمی-تخیلی دیگر مواجه هستیم که کپی یکدیگرند، اما در حقیقت دست‌کم این‌یکی از بقیه متفاوت است.

* چرا؟

چون مفاهیم عمیق‌تری را در دل خود دارد. در کتاب «جنگ ابدی» سعی شده مفهوم انسان، ‌جامعه و جنگ به چالش کشیده شود و جایگاه معلق انسان معاصر در تاریخ مورد نقد قرار گیرد. شخصیتِ محوریِ داستان،‌ ویلیام ماندلا به‌عنوان یکی از نیروهای که به جنگ با ثوری‌ها اعزام می‌شود، یک نخبه فیزیکدان است و اعزام اجباری او به جنگ موجب رویدادهایی می‌شود که نه او و نه هیچ‌سرباز دیگری تصورش را نمی‌کند.

* خب فرقش با دیگر آثار علمی‌تخیلی در چیست؟ بالاخره همه این‌آثار با یک بهانه و طرح قصه، به‌چنین موضوعاتی می‌پردازند. فقط بهانه‌هایشان تفاوت دارد. آیا منظورتان این است که فضای اتمسفر معمول علمی-تخیلی زیرشاخه اپرای فضایی در این کتاب رعایت نشده؟

رعایت شده اما المان‌ها و عناصر رمان مفاهیمی عمیق‌تر پیدا کرده‌اند و در برخی موارد هم، آشنایی‌زدایی صورت گرفته است. برای مثال بیشتر سیارات موجود در رمان اصلاً شبیه آن‌چه که ما مثلاً  در جنگ ستارگان دیده‌ایم نیستند. آنها معمولاً سنگ‌های بی‌‎روح سردی هستند که حتی آموزش افراد در آن محیط‌ها خطرناک است، چه رسد به جنگ با یک نژاد بیگانه که اطلاعات کمی در موردشان در دسترس است.

بنابراین در حالی‌که ظاهر این‌اثر، یک کتاب در این زیرشاخه ادبی است، اما هالدمن در این کتاب،‌ فراتر از جنگ فضایی یا جنگی در آینده رفته و جامعه‌ای وابسته به صنعت نظامی را به تصویر کشیده که به ناچار برای تأمین خواسته‌های اولیه مردم به سمت اقتصاد سوسیالیستی کوپن‌محور سوق داده شده و سقوط بنیان‌های اخلاقی جامعه، معنای انسانیت را زیر سوال برده است.

* پس یک‌کتاب فلسفی هم هست. یعنی یک رمان فلسفی که در بستر مسائل علمی و تخیلی پیش می‌رود. به‌نظرتان علم چه جایگاهی در «جنگ ابدی» دارد؟

اصلا یکی از علت‌هایی که رمان جنگ ابدی با وجود گذشت بیش از چهار دهه، تازه به فارسی ترجمه شده، پیچیدگی علمی کتاب بود. در این‌رمان، نظامیان اعزامی برای جنگ با فرازمینی‌ها که از  نخبگان انتخاب شده‌اند، تصور می‌کنند تنها چندین ماه در سفر بوده‌اند اما گذر از کرمچاله‌ها و عبور از سرعت نور باعث می‌شود سفر آنها دهه‌ها و حتی صدها سال در زمین طول بکشد و وقتی نیروها به زمین برمی‌گردند متوجه وقوع تغییرات عمده در جامعه می‌شوند.

این‌گذر زمانی تا آن‌جا رخ می‌دهد که وقتی شخصیت محوری به پایان دوره خدمت خود می‌رسد، هزاران سال گذشته و مردم زمین هم حتی به زبانی که ابتدای جنگ صحبت می‌کردند، سخن نمی‌گویند. یعنی آن زبان و فرهنگ اصیل، حالا به تاریخ باستان تبدیل شده است. مسائل علمی برای توجیه وقوع این رویدادها مبتنی بر نظریه نسبیت عام انیشتین است که توضیح آن حتی در قالب اثری داستانی امر ساده‌ای نبوده است.

* وقتی «جنگ ابدی» سال ۱۹۷۵ منتشر شد، همزمان برنده جوایز هوگو، نبیولا و لوکاس در بخش بهترین رمان شد. اگر کتابی تا این حد عمیق است و تا این حد از نظر علمی پیچیده؛ چه‌طور موفق شد توجه عوام را هم به خود جلب کند؟

خوب شد به این‌نکته اشاره کردید. «جنگ ابدی» هنوز هم در بیشتر فهرست‌های محبوب‌ترین آثار ادبیات علمی_تخیلی قرار دارد. این‌کتاب همزمان برنده معتبرترین جوایز ژانر علمی-تخیلی شده؛ اتفاقی که به ندرت در تاریخ این‌گونه از ادبیات رخ داده است. مسئله‌ای که گاهی برخی نویسندگان خصوصاً نویسندگان داخلی رعایت نمی‌کنند این است که یا در سطح باقی می‌مانند یا چنان در عمق فرو می‌روند که لایه‌ اول اثر که حالت داستانی دارد، شکل نمی‌گیرد. هالدمن به عنوان یک‌نویسنده‌ قهار توانسته توازن را در این‌باره برقرار کند و به همین علت هم داستانی قوی را از او شاهد هستیم. داستانی که هم قصه دارد هم مفاهیم.

* اگر به واقعیت‌های تاریخی توجه کنیم، انتشار کتاب همزمان با دورانی است که آمریکا درگیر جنگ ویتنام بود. به‌نظرتان این‌کتاب و مفاهیم درونش با جنگ ویتنام ارتباطی دارد؟ یعنی نگاه نویسنده در قصه‌اش تاثیر داشته یا نه؟

بله بی‌تردید تاثیر داشته است. وقتی کتاب در سال ۱۹۷۴ منتشر شد، جنگ ویتنام رو به پایان بود. هالدمن خودش در جنگ شرکت کرده و در آن جبهه زخمی شده بود. جالب است که آن زمان، ۱۲ ناشر رمان را رد کردند زیرا چنانکه که خود هالدمن در یک یادداشت فاش کرد، هیچ‌کس نمی‌خواست یک رمان علمی-تخیلی درباره ویتنام بخواند.

امروز از جنگ ویتنام مدت‌ها می‌گذرد و کمتر کسی از خوانندگان و حتی منتقدان ژانر علمی‌تخیلی متوجه ارتباط جنگ ویتنام و داستان هالدمن می‌شود. گرچه هیچ‌جنگی در تاریخ نمی‌تواند جنگی ابدی باشد، اما در زمان انجام جنگ‌های طولانی، برای طرفین درگیر، به‌ویژه مردم عادی، این‌جنگ‌ها می‌توانند ابدی به نظر برسند یا این‌حس را ایجاد کنند که پایان ناپذیرند. مثل جنگ ویتنام که از دیدگاه مردم آمریکا، ابدی به نظر می‌رسید. هالدمن خودش در مصاحبه‌ای گفته است: «بخشی از هدف این کتاب در مورد جنگ، سربازانی که ناخواسته به آن اعزام می‌شوند و دلایل اینکه جامعه به جنگ نیاز دارد بود.»

* یک‌سوال درباره خودتان و کتاب؛ چه‌طور شد که تصمیم به ترجمه‌اش گرفتید؟

حدوداً دوسال پیش آقای محمد قصاع و آقای اسماعیلیان که هر دو از افراد سرشناس در این‌ژانر هستند، ترجمه این اثر را به من پیشنهاد دادند و با وجود آگاهی از پیچیدگی‌های ترجمه چنین‌اثری تصمیم گرفتم هرطور شده برگردان آن را به پایان برسانم.

* این‌کتاب ظاهرا دنباله‌هایی هم دارد. البته خودش اثری مستقل است اما نویسنده کارش را در این‌کتاب، در آثار بعدی‌اش هم ادامه داده است.

بله، هالدمن کتب دیگری را نیز در ادامه «جنگ ابدی» نوشت.

* قصد ترجمه آن‌دنباله‌ها را هم دارید؟‌

راستش اگر تقاضایش بین خوانندگان وجود داشته باشد و ناشر هم همچنان علاقمند باشد، من هم بی‌تمایل نیستم. باید بگویم انتشارات کتابسرای تندیس ترجمه‌ام از این‌کتاب را با سرعت حیرت‌آوری چاپ کرد.

نوشته های مشابه

پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *