«دلی که نداشتی» داستان انتخاب و تصمیم‌گیری است

به گزارش

مجله معرفی کتاب

، نشست دورهمی انتشار داستان «دلی که نداشتی» نوشته فاطمه سلیمانی ازندریانی که به‌تازگی توسط انتشارات نیستان منتشر شده، عصر دیروز دوشنبه ۱۶ فروردین با حضور تعدادی از اهالی ادبیات و رسانه در کتابفروشی آستان قدس رضوی (به‌نشر) در تهران برگزار شد.

در ابتدای این‌نشست، الهام اشرفی نویسنده و ویراستار گفت: من کتاب را دو سه بار خوانده‌ام و از ویرایش آن راضی‌ام. البته برخی نظر داده‌اند که چرا بخش‌هایی از کتاب را کوتاه نکرده‌ام که این به نوع مواجهه نویسندگان با ویراستاران برمی‌گردد.

وی افزود: همه می‌دانند که نوشتن این داستان حدود یک سال طول کشیده و خانم سلیمانی برای هر جمله و کلمه‌اش فکر کرده و برنامه داشته است. رمان «دلی که نداشتی» علی‌رغم این که اسم «دل» دارد و گفته می‌شود رمانی عاشقانه است، ‌من بیشتر آن را رمانی اجتماعی و انسانی می‌دانم که درونمایه‌اش «عشق» است. عشق در زندگی ما هست و نمی‌توانیم بگوییم این رمان مشخصا عاشقانه است. من این رمان را دوست دارم چون خودِ زندگی است.

این‌ویراستار در ادامه گفت: برخی رمان‌هایی می‌خوانیم که شخصیت‌های عجیب و غریب دارند و به تیپ نزدیک می‌شوند اما شخصیت‌های این رمان رزومه دارند. برخی خواندن رمان‌های عاشقانه و اجتماعی و پلیسی را پنهان می‌کنند. من هم همینطور بودم اما چند سال است که نمی‌گذارم این جبهه ایجاد بشود. به نظرم احتیاج داریم که ذهنمان را با خواندن این رمان‌ها استراحت بدهیم. داستان‌های معمایی هم ذهن را ورزش می‌دهد.

اشرفی گفت: نویسنده‌ «دلی که نداشتی» شخصیت شادی دارد و این در کتابش هم بروز کرده است و علی‌رغم اتفاقات تلخ در داستان، شادی در جریان زندگی برقرار است. شخصیت‌های داستان در ابتدای آن زیاد است و خواننده باید دل بدهد تا آن‌ها را کشف کند. «دلی که نداشتی» گفتگو محور است و نویسنده با توصیفات زیاد، آن را خسته‌کننده نکرده است. همه جزء‌نگری‌های داستان یک کل را در ذهن مخاطب می‌سازد که هیچ وقت از ذهن نمی‌رود. با یک نگاه و تورق می‌شود ریزه‌کاری‌های آن را به یادآورد. من معتقد نیستم که «دلی که نداشتی» مطول است. خوشحالم که خانم سلیمانی از رزومه‌ای که در مذهبی‌نویسی داشته کمی فاصله گرفته و توانایی‌های خودش در نوشتن رمان اجتماعی که سخت‌تر است را هم نشان داده است.

محمد شفیعی، از فعالان حوزه کتاب هم در این نشست گفت: من می‌خواهم از زوایای مختلف به این کتاب نگاه کنم. آقای قادری طرح جلد زیبایی برای این کتاب طراحی کرده‌اند. عنوان کتاب هم عنوان خوبی است و قابلیت هشتگ‌سازی دارد. نام کتاب آهنگ دارد و از منظر عنوان و طرح‌جلد سربلند بیرون آمده. پشت جلد هم ایده خلاقانه‌ای دارد. نمی خواهم بگویم قیمت این کتاب بالاست اما اگر من می خواستم قیمت بگذارم بیشتر از ۶۰۰۰۰ تومان قیمت نمی‌گذاشتم.

وی افزود: خانم سلیمانی برای نوشتن کتابهایش زحمت زیادی می‌کشد و نویسنده‌ای پرتلاش و  پرذوق است. من از ناشر کتاب گله دارم که در زمان مناسبی آن را منتشر نکرده است. چون در آخر سال، نمی‌شود به خوبی کتاب را تبلیغ کرد. تعجب می‌کنم ناشر این همه سرمایه‌گذاری می‌کند اما برای آن تبلیغ خوبی ندارد.

مدیر بازرگانی انتشارات امیرکبیر در ادامه گفت: همه خانم سلیمانی را به کارهای آیینی می‌شناسند و انتشار اولین کتابشان، توقعات را از ایشان بالا برد. انتشارات نیستان هم رونمایی خوبی برای کتاب اول ایشان یعنی «به سپیدی یک رویا» برگزار کرد. به نظرم برای خانم سلیمانی خطر زیادی داشت که این تغییر وضعیت را بدهد و ژانرش را تغییر دهد. این نشان می‌دهد که خانم سلیمانی اهل تجربیات نو است و جای تقدیر دارد. این که مخاطب با نویسنده همراه بشود هم خیلی مهم است. به نظر من هم این کتاب، ‌عاشقانه نیست. این کتاب، داستان انتخاب و تصمیم‌گیری است. همه ما در زندگی‌هایمان بزنگاه‌های تصمیم‌گیری داریم که آینده‌مان را تحت تأثیر قرار می‌دهد. این کتاب‌ها باید خوانده بشود چون جامعه ما سنتی است و خانواده‌ها قبل از این که تجربه کنند باید تجربیات دیگران را در قالب داستان بخوانند. این کتاب می تواند به ما نشان بدهد که این رفتارها می‌تواند چه بلایی سر ما بیاورد.

شفیعی مخاطب‌های اصلی این کتاب را جوانان ۲۰ تا ۲۵ سال دانست و گفت:‌ البته پدرها و مادرها هم می‌توانند این کتاب را بخوانند و لذت ببرند. دلی که نداشتی روان و با ضرب‌آهنگ خوب است. ما وقتی رمان فارسی می خوانیم که بیش از ۳۰۰ صفحه است حس می‌کنیم نویسنده به آن، آب بسته است اما «دلی که نداشتی» اینگونه نیست.

سلیمانی نویسنده کتاب هم در پایان این‌نشست گفت:‌ خانم اشرفی و آقای شفیعی دو نفر از برگترین منتقدان کارهای من هستند و بسیار از گفته‌ها و نظراتشان استفاده کرده‌ام که جا دارد از ایشان تشکر کنم. حتما نباید از کتاب چیزی یاد بگیرم. کتاب مثل فیلم است و گاهی با سرگرمی، در لابلایش مسائلی را هم به مخاطب می‌آموزد. در این کتاب هم چند خانواده نیمه سنتی با اتفاقات تلخی روبرو می‌شوند اما با امید از آن عبور می‌کنند. زندگی با همه تلخی‌هایش جریان دارد و با توکل و امید و با هم بودن می‌توانیم از آن‌ها عبور کنیم.

وی افزود: من دلم نمی‌آمد از شخصیت‌های کتابم دل بکنم و به همین خاطر نوشتن آن طولانی شد و در نهایت مجبور شدم یک سوم آن را حدف کنم. به قول یکی از دوستان باید در حالت مستی بنویسیم و در حالت هوشیاری آن را ویرایش کنیم.

این‌داستان‌نویس در پایان درباره فعالیت‌های آتی خود گفت: در نشریه شیرازه یادداشت‌هایی درباره داستان‌نویسی دارم که می‌خواهم در قالب یک کتاب عرضه کنم و تعدادی داستان کوتاه عاشورایی نوشته‌ام که امیدوارم آن‌ها را در قالب کتابی تا ماه

مجله معرفی کتاب

منتشر کنم.

نوشته های مشابه

پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *