داستان سوریه را در «کتیبه ژنرال» روایت کردم

به گزارش

مجله معرفی کتاب

، در پی انتشار نقدی درباره کتاب «اثریا» از اسماعیل بنده خدا و اظهار نکاتی درباره انتشار آثار درباره شهدای مدافع حرم، اکبر صحرایی نویسنده شناخته شده کشورمان در مطلبی به این مسئله پاسخ گفته است.

در بخشی از نقد اسماعیل بنده خدا آمده بود: «اما متأسفانه در این اتفاق تاریخی نیز مانند اکثر اتفاقات تاریخی کشورمان، به شدت با خلأ روایت روبرو هستیم و از کل این جنگ چند ساله آن هم با چنان ابعاد گسترده‌ای، فقط چند کتاب خاطرات مادران و همسران شهدا بیرون آمده است و خلاص! انگار ما را طوری آفریده اند که همیشه با خلأ روایت روبرو باشیم. دیگران برای کارهای نکرده خود چنان روایت‌های پر طمطراق و از بیخ و بن دروغ می‌سازند. ما برای کرده‌های خود و افتخارات بزرگ خود روایت تعریف نمی‌کنیم که هیچ، حتی ثبت هم نمی‌کنیم و وحشتناک‌تر آنجاست که گاهاً حتی خبر هم نداریم»

در ذیل واکنش اکبر صحرایی به این نقد را می‌خوانید:

نقد جناب خدابنده جوری است که با قاطعیت صحبت کرده که در حوزه مدافعان حرم فقط در حوزه خاطرات شهدا آثاری منتشر شده است. اما می‌توانم به نمونه‌هایی از آثار حمید سجادی منش که در انتشارات «خط مقدم» انجام داده است، اشاره کنم یا محمود محمدی نورآبادی داستان‌های خوبی را نوشته است، شهرستان ادب هم فعالیت‌های خوبی را در این حوزه انجام داده، حتی نشر کاظمی هم کتاب‌هایی خوبی در این حوزه انجام داده که تنها خاطرات شهدا نبوده است. در کنار مستند آثار داستانی هم کم نشده است.

نقد من بر این مطلب همان اثر دوجلدی خودم «کتیبه ژنرال» است که صحبت‌های ایشان را نقض می‌کند. این کتاب نزدیک به ۳۰۰ یا ۴۰۰ صفحه حتی بیشتر درباره مدافعان حرم است. این کتیبه با کتیبه ۲۲ شروع می‌شود که از سوریه، حمص یا شهرک مورک مکانی که شهید اسکندری در آن‌جا جنگیده و بعد به شهادت می‌رسد و در اصل پازل رمان از همین‌جا آغاز می‌شود وبعد با فلش‌بک برمی گردیم که اواخر داستان را بیان می‌کند و کتیبه ۲۲ است و بعد کتیبه‌های اول و دوم روایت می‌شود. در این کتیبه یک عملیات بزرگ به صورت داستانی شرح می‌شود. البته درواقع روایت دو عملیات است، یک، عملیات تهاجمی نیروهای ایرانی برای نجات یکی از پادگان‌ها که به دست نیروی شورشی و تکفیری‌ها در محاصره است که شهید اسکندری به همراه نیروها اقدام شکستن محاصره می‌کنند که در نهایت آقای اسکندری شهید می‌شود که در رمان کتیبه به صورت روایی و داستانی این موضوع آمده است.

در این رمان آخرین عملیاتی که ایران انجام داده و توانست مسلحان را از حمص دور کند و به مورک برگردد، گفته می‌شود. تمام اتفاقاتی که در این عملیات صورت گرفته و بیشتر شهیدان از استان فارس بوده است در کتاب به صورت داستانی شرح داده شده است. قصد داشتم دو روایت داستانی از دو عملیات که یکی عملیات اول و دیگری عملیات آخری بوده است را شرح دهم. تمام این رویدادهای تاریخی به صورت داستانی در کتیبه ژنرال روایت شده است و این می‌تواند نقض بر صحبت‌های جناب خدابنده باشد من مطمئنم ایشان کتاب کتیبه را نخوانده‌اند. اگر بگوییم که کتیبه به تازگی چاپ شده است خیر! پارسال این کتاب منتشر شده و چاپ سوم هم است. جایزه هم به عنوان رمان برده است. جایزه قلم زرین ایران هم نامزد شد و رمان سال فارس هم کسب کرده است.

نوشته های مشابه

پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *