تعویض سنگر یزدی‌ها از دفاع مقدس به مبارزه با کرونا

به گزارش

مجله معرفی کتاب

، بیست‌ویکمین جلسه نشست‌های مجازی انتشارات «راه‌یار» با محوریت دو کتاب «نوبت شماست» و «به چند خیاط ماهر نیازمندیم» از مجموعه عناوین مرتبط با روایت‌ فعالیت‌های جهادی در مبارزه با

مجله معرفی کتاب

با حضور سمانه سنایی، محقق این دو کتاب و سجاد اسماعیلی که تدوین و بخشی از تحقیق کتاب «نوبت شماست» را بر عهده داشته برگزار شد.

در ابتدای برنامه، سجاد اسماعیلی در پاسخ به سؤالی درباره پیشگام بودن یزد در ثبت روایت‌های کرونایی گفت: در دفاتر تاریخ شفاهی مجموعه مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب، غالبا جوانان فعالیت می‌کنند و همین جوان بودن، باعث فعال بودن و انگیزه است و کارها هم سریع و با کیفیت آماده می‌شود. در یزد هم این عامل وجود داشت و دوستان جوان پای این کار بودند.

وی افزود: یک انگیزه دیگر هم این بود به نظرمان رسید که

مجله معرفی کتاب

موضوع روز است و سریع‌تر می‌تواند به خروجی برسد و همین، عامل مضاعفی شد که دوستان، بیشتر پای کار بیایند و زودتر بتوانیم این پروژه را انجام دهیم و به عنوان اولین کتاب‌ها در زمینه

مجله معرفی کتاب

در مجموعه دفتر مطالعات به چاپ و انتشار برسند.

این‌پژوهشگر در پاسخ به پرسش دیگری درباره تفاوت‌های مواجهه در مقابل

مجله معرفی کتاب

میان مردم یزد و شهرهای دیگر، گفت: بعضی فعالیت‌ها مانند ضدعفونی اماکن عمومی و غسل اموات

مجله معرفی کتاب

در همه شهرها مشترک بود و ما هم وقتی پژوهش و شناسایی را در شهر یزد شروع کردیم فکر می‌کردیم مانند بقیه شهرهاست و ممکن است روایت‌ها تکراری باشد اما بعد از چند روز و انجام بررسی‌های اولیه، دیدیم یزد در این‌زمینه یک ویژگی متمایز داشته که به پیشینه آن برمی‌گردد و البته در بعضی شهرها هم بوده و آن خیاط‌خانه‌های یزد است. به همین دلیل یک کتاب به طور خاص، درباره خیاط‌خانه‌ها کار کردیم.

از دفاع مقدس تا

مجله معرفی کتاب

اسماعیلی در ادامه گفت: این خیاط‌خانه‌ها جدا از تشکیلات و سازمان‌هایی مانند بسیج و سپاه و جاهای مختلف که برای مقابله با

مجله معرفی کتاب

تشکیل شده بود، پای کار کار آمده بودند، بعضی‌ها به شکل خودجوش خانه خود را به خیاط‌خانه محله تبدیل کرده بودند. به خصوص مادران شهدا که رهبر معظم انقلاب هم در صحبت‌های خود به این موضع اشاره کردند و گفتند در یزد مادران شهدا خانه خود را تبدیل به خیاط‌خانه کرده‌اند و برای کادر درمان ماسک و گان تهیه می‌کنند. پیشینه اصلی این خیاط‌خانه‌ها به دفاع مقدس و پشتیبانی مردمی از جبهه‌ها برمی‌گردد. در آن مقطع، خیاط‌خانه‌های یزدی برای رزمندگان، لباس می‌دوختند. بسیاری از همان خانم‌های که در زمان دفاع مقدس، فعالیت داشتند، در تشکیل این خیاط‌خانه‌ها در زمان

مجله معرفی کتاب

هم پیشقدم بودند و خانم‌های جوان، به آنها پیوستند.

در ادامه این‌مراسم مجازی، سمانه سنایی نیز در سخنانی در همین باره گفت: یزد از استان‌های فعال در زمینه‌های مختلفی از جمله همین خیاط‌خانه‌ها است و در دوران دفاع مقدس ۲۲خیاط‌خانه فعال داشته که یکی از نقاط مهم پشتیبانی جنگ محسوب می‌شده است. اکنون نیز همان خیاط‌خانه‌ها با نسل‌های جدید شروع به کار کردند و در مقابله با

مجله معرفی کتاب

بسیار فعالیت داشتند. پارچه‌های مورد نیاز برای خیاطی هم در یزد تولید می‌شده و خیاط‌خانه‌ها به طور کامل به شکل بومی و مردمی و با کمک‌های خیرین اداره می‌شده و همه پارچه‌ها و نخ و لوازم مورد نیاز به صورت مردمی تهیه می‌شدند.

در ادامه این گفتگوی مجازی، اسماعیلی درباره چرایی انتخاب قالب روایی و غیرداستانی برای کتاب «نوبت شماست» گفت: ما در تحقیق، با طیف گسترده‌ای از فعالین در زمینه‌های مختلف، مصاحبه گرفتیم و پس از آن، دو هدف داشتیم یکی خیاط‌خانه‌ها که روایت آنها خیلی برای ما مهم بود و هدف دیگر، اینکه بتوانیم گستره فعالیت‌ها را نشان دهیم.

وی در ادامه گفت: انتخاب چند راوی محدود و انجام کار در ارتباط با آنها و تنها درباره آنها نوشتن، در تحقق این دو هدف چندان موفق نبود و به همین دلیل تصمیم گرفتیم برای خیاط‌خانه‌ها روایت‌های نیمه بلند داشته باشیم و در کنار آن بسیاری از خاطرات نابی که راویان داشتند بیان شوند که هم ظرفیت روایت مانند خاطرات نیمه‌بلند را نداشتند و هم اگر بیان نمی‌شدند، از دست می‌رفتند. این بخش خاطره‌محور، تعداد زیاد راویان و گستره فعالیت‌ها را نشان می‌دهد.

سنایی در پاسخ سؤالی درباره زمان انجام تحقیقات دو کتاب «نوبت شماست» و «به چند خیاط ماهر نیازمندیم» گفت: ما اوایل شروع

مجله معرفی کتاب

کار رصد و شناسایی خیاط‌خانه‌ها و افراد فعال در این زمینه و تحقیقات خود را شروع کردیم که اوایل سال ۹۹ و زمان اوج مصاحبه‌ها بود. این کار حدود چهار ماه طول کشید و چون دوره اوج و پیک

مجله معرفی کتاب

بود، کمی ترس هم داشتیم اما به لطف خدا، فضای معنوی خیاط‌خانه‌ها به ما دلگرمی می‌داد.

این‌پژوهشگر گفت: برای مثال یکی از خیاط‌خانه‌هایی که ما رفتیم و

مجله معرفی کتاب

هم از آن تجلیل کردند، خیاط‌خانه مادر شهیدی بود که افرادی که در آن فعالیت داشتند، خواهر و مادر و همسر شهدا بودند و فضای بسیار خوبی داشت، به طوری که در مناسبت‌های مختلف شهادت و ولادت ائمه( ع) و اعیاد، مراسمی برگزار می‌کردند و هم‌زمان با مراسم پشت چرخ‌ها کار می‌کردند و می‌گفتند به این صورت هم خودمان را بیمه می‌کنیم و هم گان و ماسک‌هایی که تولید می‌شود، متبرک می‌شوند.

در ادامه اسماعیلی در پاسخ به سوالی درباره حضور مستقیم محقق برای تحقیق در اماکنی که احتمال سرایت بیماری وجود داشت، گفت: از ابتدای کار، هدف ما خروجی گرفتن از مصاحبه‌ها و تحقیقات بود و دیدیم که برای این هدف، لازم است مصاحبه‌گر یا نویسنده در فضای مورد تحقیق باشد تا بتواند در کتاب هم آن فضا را منعکس کند. برای همین سعی کردیم در همان فضا قرا بگیریم و برای مثال چند روز نزد دوستان طلبه و جهادی که در آبمیوه‌گیری بیمارستان فعالیت می‌کردند، رفتیم و همان‌جا از آنها مصاحبه گرفتیم و همین‌طور برای مصاحبه با کادر درمان و دوستانی که در غسالخانه بیمارستان فعالیت داشتند، به محل کار آنها رفتیم.

التماس یک پیرزن برای کمک به کرونایی‌ها

در بخش دیگر این‌برنامه سنایی گفت: طی تحقیقات به چند سوژه خوب برخوردیم که تحقیقات دو مورد از این سوژه‌ها برای تدوین کتاب مستقل انجام شده و در مرحله ارزیابی هستند تا بعد از آن، تدوین کتاب‌ها صورت گیرد. جدای از این سوژه‌ها، در مصاحبه‌ها با افراد خاصی هم آشنا شدیم مانند خانم مسنی که در پشتیبانی جنگ بسیار فعال بوده‌ و با خیاط‌خانه تماس گرفته و گفته بود به خاطر وضعیت جسمانی نمی‌تواند در بحث خیاطی مشارکت داشته باشد اما با التماس خواسته بود کاری به او بدهند که بتواند مشارکت داشته باشد و خانم‌ها هم به او ختم قرآن برای سلامتی خیاط‌ها و بیماران

مجله معرفی کتاب

داده بودند، این مسئله خیلی ارزشمند است که با وجود عدم توانایی جسمی و نبودن وظیفه، علاقه داشته کاری انجام دهد.

وی در ادامه گفت: اوایل شیوع

مجله معرفی کتاب

که این خیاط‌خانه‌ها به صورت جهادی راه‌اندازی شده بود و کمبود چرخ خیاطی داشتند، خانمی چرخ خیاطی جهیزیه دخترش را به یکی از این خیاط‌خانه‌ها آورده بود تا از آن استفاده کنند و می‌گفت با این کار می‌خواهم زندگی دخترم را بیمه کنم. بعضی افراد هم به خاطر دوری مسیر، ماسک‌ها را در خانه خود می‌دوختند. ما به منزل یکی از این افراد رفتیم که در منطقه محرومی بود و چرخ قسطی گرفته بودند که بتوانند گان و ماسک بدوزند تا بحران اوایل

مجله معرفی کتاب

را پشت سر بگذاریم. این کارها بسیار ارزشمند است و نشان می‌دهد مردم همدلانه در کنار یکدیگر هستند که، به خصوص برای استان یزد، تحسین‌برانگیز است.

نوشته های مشابه

پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *